سرویس سیاسی «سراج24»- سید محسن میرشمسی: "فتنه" و "انحراف" دو واژهای هستند که اگرچه قدمتی به بلندای تاریخ دارند اما از سال 88 به این طرف، به کلمات و اصطلاحاتی رایج در ادبیات سیاسی کشور تبدیل شدهاند.
"جریان فتنه" از درون جریان اصلاحات شکل گرفت و "انحراف" نیز با نزدیک کردن زیرکانه خود به دولت نهم و دهم، خود را به عرصه سیاست جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد.
"جریان فتنه" و "حلقه انحراف" اگرچه شاید در ظاهر با یکدیگر تقابل داشته باشند اما باطن امر خلاف این مسئله است و این دو گروه اشتراکات زیاد و اهداف و راهبردهای یکسانی دارند، هر دو در انتهای مسیر خود به یک نقطه مشترک میرسند و هر کدام در مقیاس و اندازهای البته متفاوت از هم ،خطرآفرین و بحرانساز هستند.
نمونه این چالشآفرینیها، دو فتنه 18 تیر سال 78 و فتنه پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 بود که هر دو توسط عناصر جریان فتنه (جریان اصلاحات) به وقوع پیوست. در ماهها و سالهای اخیر نیز تحلیلها و نظرات مختلفی از سوی صاحبنظران سیاسی درباره احتمال وقوع چنین فتنههایی توسط حلقه انحرافی در آینده مطرح شده است.
اشتراکات فتنه و انحراف
الف) پوسته و ظاهر دینی؛ هسته و باطن
ضد دینی
تولد جریان فتنه یا همان جریان اصلاحات با شعارهای اسلامی و انقلابی همراه بود و سران این جریان نیز بارها و بارها خود را خط امامی و پایبند به آرمانها و ارزشهای اسلام و انقلاب اسلامی ایران میخواندند و اکنون نیز میخوانند.
در بین عناصر این جریان افراد زیادی که سابقه مبارزات انقلابی داشتهاند، به چشم میخورند که بعضیهایشان از امام راحل نیز احکامی را دریافت کرده و در زمره نزدیکان ایشان به شمار میآمدند. نماز میخوانند و روزه میگیرند، مراسمهای عزاداری برپا کرده و پنجشنبهها هم جلسات قرائت دعای کمیل برگزار میکنند.
در مقابل اما امام خمینی(ره) را به موزههای تاریخ میفرستند و اصل ولایت فقیه که یادگار امام راحل است را زیر سؤال میبرند، کلام وحی بودن قرآن را نفی میکنند، راهپیمایی و اعتراض علیه خدا را مجاز میدانند، وجود امام زمان را انکار میکنند، واقعه عاشورا و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) را زیر سؤال میبرند و آن را نتیجه خشونتهای! امام علی در جنگهای صدر اسلام عنوان میکنند و ..
حلقه انحراف نیز از یک سو خود را "مهدوی" و به دنبال تحقق "آرمان مهدویت" معرفی میکند اما از دیگر سو، دوران اسلامگرایی را پایانیافته میخواند، مکتب ایران را در مقابل مکتب اسلام علم کرده و بر ضرورت معرفی آن به جهانیان تأکید میکند و ...
ب) اسلام التقاطی
اسلامی که فتنه و انحراف از آن دم میزنند، نوعی اسلام التقاطی است که با مکاتب مادی ساخته دست بشر آمیخته شده است. جریان فتنه به نوعی اسلام لیبرالیستی اعتقاد دارد که البته بُعد لیبرالی آن به جنبه اسلامیاش غلبه دارد.
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی میگوید: ما لیبرال دمکرات مسلمان هستیم و بر این اساس عمل میکنیم(اردیبهشت سال 88، دانشگاه شهید باهنر کرمان). این طرز تفکر در عملکرد جریان اصلاحات که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، به روشنی مشهود بود.
اسلام حلقه انحرافی هم به همین نحو اسلامی التقاطی است اما با این تفاوت که عناصر این حلقه اسلامشان، اسلام اومانیستی لیبرالیستی با برجستگی در بُعد اومانیستی آن است؛ این را به وضوح میتوان در شعارهای انسانگرایانه اعضای برجسته حلقه انحراف مشاهده کرد.
ج) لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی
عملکرد جریان فتنه (جریان اصلاحات) و حلقه انحراف در حوزههای اقتصادی و فرهنگی گواه این مسئله است که سیاستهای این دو گروه در عرصههای مورد اشاره برگرفته از مکتب لیبرالیسم (آزادی) است.
هم فتنه و هم انحراف هر دو معتقد به آزادیهای مطلق و بی حد و حصر در اقتصاد و فرهنگ هستند. اعتقاد اقتصاددانان اصلاحطلب به اصالت سود و سرمایه و سرمایهداری به هر طریق حتی روشهای نامشروع که منتج به شکلگیری طبقه سرمایهدارانِ رانتخوارِ نوکیسه شد و به افزایش شکاف و اختلاف طبقاتی که از آثار اصلی اقتصاد لیبرالیستی است نیز انجامید، در سالهای اخیر در شکل و شمایلی دیگر از سوی حلقه انحراف دنبال و تکرار میشود.
در عرصه فرهنگی نیز شاهد همین مسئله هستیم. در دوران اصلاحات اعطای مجوز انتشار به کتابهایی با محتوای ضددینی و ضدانقلابی، صدور مجوز همراه با حمایتهای مالی و سیاسی برای کارگردانان بعضاً ضدانقلاب که خروجی آن ساخت و تولید دهها فیلم مسئلهدار ضدارزشی و مغایر ارزشهای انقلابی و اسلامی و گاهاً حاوی حملاتی سازمانیافته به احکام بنیادین اسلامی شد، سخن گفتن برخی بازیگران متعلق به اردوگاه اصلاحطلبان از لزوم ورود سکس به سینمای ایران، تأکیدات مکرر چهرههای فرهنگی جریان اصلاحات بر آزادی حق حجاب و ... همه و همه لیبرالیستی بودن (تساهل و تسامح و بعضاً اباحیگری) تفکر و عملکرد جریان اصلاحات(جریان فتنه) در عرصه فرهنگی را تصدیق و تأیید میکند.
نشست و برخاست عناصر حلقه انحراف با بازیگران حاشیهدار، کمکهای مالی به سینماگران مسئلهدار، حمایت از فیلمسازان و کارگردانان ضدانقلاب، حمله به اصل حجاب و ... از علائم و دلایل اثبات رفتار لیبرالی حلقه انحراف در عرصه فرهنگ است.
د) ساختارشکنی رفتاری و گفتاری
جریان فتنه و حلقه انحراف چه در گفتار و چه در رفتار ساختارشکنیهای متعددی را از خود به نمایش گذاشتهاند. تحصن و استعفای دستهجمعی نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم شورای اسلامی، نامه بیادبانه و هتاکانه جمعی از اصلاحطلبان به رهبر معظم انقلاب در دوران دوم خرداد و تعارف نوشیدن جام زهر به ایشان در این نامه، تهدید نظام به عدم برگزاری انتخابات مجلس هفتم، زیرسؤال بردن برخی احکام اسلام و نفی برخی اصول اسلامی و ... نمونهای از ساختارشکنیهای رفتاری و گفتاری جریان فتنه است.
در این طرف یعنی در حلقه انحراف نیز، مقاومت در برابر برخی احکام و دستورات رهبر معظم انقلاب، زیرسؤال بردن مدیریت و عملکرد انبیای الهی، پایانیافته دانستن دوران اسلامگرایی، نظرپراکنیهای شاذ و غیرمنتظره در حوزههای دینی و ...بخشی از رفتارها و گفتارهای ساختارشکنانه عناصر حلقه انحرافی است.
ه) ناسیونالیسم
ملیگرایی و قرار دادن ایران در مقابل اسلام وجه مشترک جریان فتنه و حلقه انحراف است. دم زدن از ملیت ایرانی در مقابل دین اسلام در دوران اصلاحات، چند سالی است که به شکلی افراطیتر، از طریق باستانگرایی، کوروشگرایی، استفاده از نمادهای باستانی در مقاطع و مراسمها و همایشهای مختلف، اصرار بر برگزاری جشن نوروز در تخت جمشید و ... توسط حلقه انحراف دنبال میشود.
"فتنه" خطرناکتر است یا "انحراف"؟
حال دوباره به سؤال ابتدایی این نوشتار باز میگردیم؛ با این تفاسیر کدامیک از دو گروه یاد شده تهدید بزرگتری برای کشور محسوب میشوند؟ خطر "جریان فتنه" برای این ملت و مملکت بیشتر است یا خطر "حلقه انحراف"؟
پس از اثبات بحرانزا و خطرآفرین بودن فتنه و انحراف، درجه خطرناکی این دو را باید با معیارها و شاخصهایی مانند پایگاه اجتماعی، پشتوانههای تئوریک، تشکیلاتی، فردی و ... سنجید و اندازهگیری کرد.
الف) پایگاه اجتماعی
جریان فتنه آن زمان که هنوز چهره واقعی خود را نمایان نکرده بود(در دوران مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم) به واسطه سابقه انقلابی و اسلامیای که مطرح میکرد و ظاهرسازیهایی که انجام میداد، از پایگاه اجتماعی نسبتاً قابل قبولی برخوردار بود اما پس از کنار رفتن نقاب از چهره این جریان و اطلاع و آگاهی مردم از باطن ضددین و ضدانقلاب و اسلامستیز عناصر وابسته به جریان مذکور بویژه در سال 88 و فتنهای که در آن سال رقم خورد، این پایگاه اجتماعی (در بین قشر متدین و معتقد که اکثریت قاطع جامعه ایران را تشکیل میدهد) به طور کامل از بین رفت.
با این حال جریان فتنه به واسطه مقابله و مبارزه علنی با جمهوری اسلامی در سال 88 به بعد، از حمایت و پشتیبانی زخمخوردگان از انقلاب اسلامی ایران مانند خانوادههای بازمانده از هواداران رژیم شاهنشاهی، خانوادههای منافقین، بهائیها و ... برخوردار است که البته در اقلیت محض قرار دارند اما مترصد فرصت مناسبی برای ضربه زدن به نظام و خلق فتنهای جدید هستند.
حلقه انحراف اما از این پایگاه اجتماعی حداقلی هم برخوردار نیست. البته عناصر انحرافی درصدد ایجاد پایگاه اجتماعی برای خود از طرق مختلف مانند توزیع پول در بین بخشهایی از جامعه، استخدامهای جهتدار و ... بوده اما فعلاً فاقد پایگاه اجتماعی خاصی هستند.
ب) عقبه تئوریک
جریان فتنه به واسطه برخورداری از عقبه و پشتوانه تئوریک و تئوریسینهایی مانند عبدالکریم سروش، حسین بشیریه، سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک و ... یک جریانِ گفتماندارِ صاحبِ تئوری و اندیشه قلمداد میشود و علاوه بر این افراد، از حمایتهای فکری و اندیشهای البته غیرمستقیم تئوریسینهای غربی برخوردار است که این طراحان تئوری و نظریهپردازان داخلی و خارجی لحظه به لحظه برای مسیر آینده این جریان نقشه راه تدوین کرده و برنامهریزی میکنند.
دست حلقه انحراف اما از این جهت به شدت خالی است و پشتوانه فکری و تئوریکی خاصی ندارد هرچند که رهبر این حلقه سعی میکند یک چهرهِ فیلسوفِ تئوریکِ نظریهپرداز از خود به نمایش بگذارد لکن در صورت احتساب وی به عنوان یک تئوریسین، بازهم در سطح بسیار نازلتری از تئوریسینهای جریان فتنه قرار میگیرد.
ج) عقبه تشکیلاتی و حزبی
احزاب، گروهها و تشکلهای پرشمار، ساختارمند و در هم تنیدهای در زیرمجموعه جریان فتنه(جریان اصلاحات) قرار دارند که چهرههای قوی و برجستهای آنها را اداره و رهبری میکنند؛ چهرههایی که سابقه فعالیتهای سیاسی و اجرایی فراوان و کارهای تشکیلاتی طولانی دارند. این گروهها اگرچه بسیاری از آنها منحل شده و غیرقانونی هستند اما هنوز تشکیلات و نیروهای خود را حفظ کردهاند و بعضاً به صورت زیرزمینی مشغول فعالیتهای فتنهانگیزانه هستند.
جریان فتنه علاوه بر اینها، شبکهای از "انجیاو"های دولتساختهای که به صورت چراغ خاموش فعالیت میکنند را در آب نمک قرار داده و منتظر زمان و موقعیت مناسبی برای استفاده از آنها در مقابله با نظام جمهوری اسلامی است اما در مقابل، حلقه انحراف حتی از یک حزب و تشکل وابسته هم برخوردار نیست و فاقد هرگونه پشتوانه تشکیلاتی و سازمانی است.
د)عقبه رسانهای
جریان فتنه تیم رسانهای قویای دارد که زمانی روزنامهها و نشریات زنجیرهای اصلاحطلبان را میچرخاندند و هنوز نیز در نشریات پرتعداد متعلق به این جریان قلم میزنند اما تیم رسانهای حلقه انحراف متشکل از یک سری جوانان بعضاً خامشده و تطمیع شده است که این خلاء نیروهای رسانهای حتی موجب شده رهبران این حلقه از خبرنگاران و روزنامهنگاران اصلاحطلب در رسانههای خود استفاده کنند.
د) حمایتهای مالی، سیاسی، رسانهای و اطلاعاتی خارجی
جریان فتنه از همان زمان دوم خرداد توسط دولتهای مستکبر غربی مانند آمریکا و انگلیس و حتی رژیم صهیونیستی و حکومتهای مرتجع عرب منطقه سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی این کشورها و رژیمها حمایت مالی، سیاسی و اطلاعاتی میشد که این حمایتها در سال 88 همزمان با وقوع فتنه، به حد اعلای خود رسید و هنوز هم در کنگرهها و مجالس این کشورها طرحهای جدیدی برای حمایت از فتنه و جنبش سبز به تصویب میرسد.
علاوه بر این, رسانههای غربی وابسته به این کشورها نیز به طور مداوم در حمایت از فتنهگران به انتشار اخبار، مقالات، گزارشها و مطالب با جهتگیریهای خاص میپردازند.
در سوی دیگر اما اخبار و اطلاعات خاصی از حمایتهایی از این جنس از حلقه انحراف در دسترس نیست و اگر هم باشد، نسبت به حمایتهای صورت گرفته از جریان فتنه بسیار ناچیز است و در رسانههای مورد اشاره نیز بخش بسیار محدودی از فعالیتهای رسانههای مخصوصاً فارسیزبان غربی به انحرافیون اختصاص دارد.
همچنین بارها از سوی سران دولتهای غربی و سران اپوزیسیون اعلام شده که چشم امید ما در داخل ایران به جریان اصلاحات(جریان فتنه) است.
با این تفاسیر، از جهاتی جریان فتنه از حلقه انحراف برای انقلاب اسلامی خطرآفرینتر است اما از آنجا که خط فتنه امروز ماهیت خود را افشا کرده است نسبت به حلقه انحراف که هنوز ماهیتش برای تمام اقشار جامعه رو نشده، باید حلقه انحراف را یک تهدید دانست اما با این همه باید گفت که در مقطع فعلی از نگاه رهبری انقلاب باید به اصلی و فرعی کردن این خطرات پرداخت. و البته ایشان به صراحت اعلام کردهاندکه اجازه هیچ انحرافی از خط امام و اسلام را نمیدهند.چهآنکه جریان فتنه با وجود خیانتها و جنایتهای گستردهای که سال 88 در حق ملت ایران و جمهوری اسلامی انجام داد، هماکنون با عمل به نسخههای تجویز شده توسط تئوریسینهای جریان فتنه، مانند تئوری "گفتوگو" و "تعامل" در حال بازگشت نرم و بدون هزینه به عرصه سیاسی ایران است؛ توطئهای که خنثیسازی آن، هوشیاری، بصیرت و اقدام به موقع بیش از پیش اصولگرایان و معتقدان و وفاداران اسلام و انقلاب و نظام اسلامی را میطلبد.
منبع: 9 دی



